در آرامش صبح زود، دون با اعتماد به نفس از دفترش خارج میشود. به طور متواضعانه، یوریس در سایه دون به دنبالش میآید. دون، که با نمادهای وضعیت آراسته شده، یوریس را با خود در مرسدساش میبرد. وقتی مجبور میشوند در خانه دون توقف کنند، یوریس محتاط میشود و به تدریج پر از نگرانی میشود، به ویژه زمانی که با تمام افرادی که در خانه به هر خواسته دون پاسخ میدهند، روبرو میشود.