هفت ورست پیش از سپیده دم
Seven Versts Before Dawn
در روزهای نخست جنگ بزرگ میهنی کز میچیک از روستای کوراکینو گمان میکند در جبهه طولانی جنگ در پیش است. با اشغال روستا توسط آلمانیها و افزایش فشارها، او کنار میکشد و مظنون میشود. پس از اعدام همدامنهها و اتهامات خیانت، کزیمیک تصمیم میگیرد به عنوان راهنما برای گروه آلمانی خدمت کند تا در ظاهر برای به دست آوردن اسب و نجات خانوادهاش. در واقع، او نقشهای فریبنده برای فریب دشمن دارد: از طریق نوهاش وکسا، اطلاعاتی درباره مسیر دشمن را به نیروهای شوروی منتقل میکند. در لحظه حساس، کزیمیک سپاههای کوهستانی آلمانی را به تله میاندازد و با فداکاری زندگی خود را از دست میدهد و به نمادی از مقاومت مردم تبدیل میشود.