خط داستانی
حسین سوها را میکشد، که با وجود عشقش به او، ترجیح میدهد با رئوف ازدواج کند. رئوف دختر یتیم وفا را به فرزندی میپذیرد تا او را بزرگ کند و از غمهایش دور کند. سالها میگذرد و وفا به پسر دوست خانواده، عدل، علاقهمند میشود، در حالی که عشق بین او و صفوت پسر حسین شکل میگیرد، اما رئوف با ازدواج آنها مخالف است. در جنگ اکتبر ۱۹۷۳، عدل و صفوت در حال نامزدی و دوستی هستند. عدل عشق صفوت به وفا را کشف میکند و پس از پیروزی، سعی میکند عدل را از زندگی وفا خارج کند و رئوف را متقاعد کند که با صفوت ازدواج کند.