خط داستانی
امل که نامش را به درستی بر زبان نمیآورد، برای تکمیل تحصیل دانشگاهی خود با مخالفت برادر و پدر و تمایل به ازدواج با پسر عمو روبهرو میشود تا سرنوشت او را به خانه شوهر محبوبش بیاندازد؛ اما سرنوشت او را به خانه همسر محبوب اش میاندازد و چیزهایی که ارزش زندگی داشتند، زیاد به چشمانش نمیآیند اما به خاطر شک در قلب شوهرش تنها وسوسههای او میشوند