مین-سانگ، مردی منظم و مجرد، هر روز از مستاجر خود، جین-یونگ، که یک دامپزشک است و ساختمان تازه رهن شدهاش را به هم میریزد، ناامید است. در روزی دیگر که با جین-یونگ مشاجره میکند، مین-سانگ با یک خانم سالخورده در بیمارستان حیوانات ملاقات میکند که مشخص میشود معمار مشهور جهانی، مین-سئو است. برای جلب تأیید مین-سئو برای یک پروژه در حال انجام، مین-سانگ شروع به متقاعد کردن جین-یونگ و تولهسگی که از آن مراقبت میکند، میکند تا مین-سئو را تحت تأثیر قرار دهد. در همین حال، هیون، رهبر یک گروه کوچک، در حالی که از سگ دوست دختر غایبش مراقبت میکند، دچار سردرگمی میشود، به ویژه زمانی که دوستپسر سابق او، دانیل، به طور غیرمنتظرهای ظاهر میشود و خواستار دیدن سگ میشود و ادعا میکند که قبلاً آن را با هم بزرگ کردهاند و بر بازدید از سگ هر ماه یک بار اصرار دارد.