خط داستانی
امیلی در جهانی از نظارت زندگی می کند: کار مدلینگ برای دوربین، گوشی دوربین که نگاهش را از دور سوراخ می کند، هدست که نگاه پهپادی به زندگی او می دهد. همان پهپادی که هر حرکت او را تعقیب می کند، الهام می بخشد، رقبایش را می آمیزد. همراهی ناخوشایند با او در کارگاهی بازسازی با معمار معتبر او را به دنیایی پرفشار می کشاند. همکلاسی هایش اغلب از زمینه های ثروتمند فاسد هستند همانند اولیویه که می خواهد ایملی را تسخیر کند. اما ایملی چشم هایش تنها برای مِنا خودکفا است که موسیقی اش مانند یک هلیکویید می سازد. پهپدی که با مدل شناخته شده ای همسان نیست همیشه او را تحت نظر دارد و برای هر حرکت بعدی او پاداشی می پردازد