علیس ۳۶ ساله پس از اینکه پدرش او را از خانه بیرون میکند، در ماشینش زندگی میکند. او در خیابان اصلاح میکند، غذایی که مادرش برایش میآورد میخورد و به آگهیهای شغلی که مادرش در روزنامه برایش علامتگذاری کرده، درخواست میدهد. پس از یک سری رد شدنها، او به کار بازاریابی درب به در برای تمیزکنندههای فرش کارناوال میپردازد. رابطهای غیرمعمول بین علیس و "کارناوال" شکل میگیرد. کارناوال حتی با علیس زندگی میکند و صندلی جلو ماشینش را اشغال میکند. در این ماجراجویی جدید، علیس با یک کیکساز عروسی به نام دمت آشنا میشود. او از زمان مرگ مادرش با پدرش زندگی میکند و رویای سوار شدن بر موتور و رفتن به استانبول برای راهاندازی یک قنادی را دارد.