زمانهای خوب، زمانهای بد
Good Times, Bad Times
نشسته در یک رستوران که نمایانگر اتاق انتظار به دنیای دیگر است، یک مرد پیر خسته به مشتریانی نگاه میکند که نمایانگر او و خانوادهاش در لحظات مهم زندگیاش هستند. لحظاتی که بر او و خانوادهاش تأثیر گذاشته و او را به مردی تبدیل کردهاند که در پایان زندگیاش بود. این مرد پیر مجبور است به این رویدادها بهطور عینی نگاه کند و از حاشیه، بهعنوان قاضی و هیئت منصفه یک زندگی تراژیک پر از پشیمانی، تلخی و تصمیمات بد، آنها را مشاهده کند. در یک نقطه مشخص، واضح میشود که این مرد پیر در واقع مرده و در حال تماشای زندگی خود است.