Devi Chowdhurani
فیلم دوی چودوریانی
پرافولا ازدواج کرده است اما به خاطر مشاجرهای که بین پدر شوهرش، هارابالاب، و مادرش در روز عروسیاش پیش آمد، از سوی او طرد شده است. طبق رسوم آن زمان، یک دختر پس از ازدواج نمیتوانست طلاق بگیرد یا دوباره ازدواج کند. مادرش که از سرنوشت تنها فرزندش دلشکسته شده بود، پس از چند سال درگذشت. پرافولا تصمیم میگیرد در نیمه شب فرار کند تا خانهی خانواده شوهرش را پیدا کند، در حالی که هیچ پولی ندارد و تنها نام روستا و نام پدر شوهرش را میداند. مردم نیکوکار که از دیدن او که به تنهایی سفر میکند شگفتزده شدهاند، در مسیر به او کمک میکنند. این با رسم بنگال مطابقت دارد که همه زنان ناشناس باید مانند مادر خود treated شوند. پدر شوهرش او را رد میکند و به او میگوید که برای زندگی دزدی کند. او به عقب برمیگردد و از طریق تجربیات زیادی با سرکرده دزدان، باوانی تاکور، ملاقات میکند.