در رشته کوههای هیمالیا، یک روستای روستایی ساکنان خود را به خاطر جذابیت شهر از دست میدهد در حالی که یک زوج سالخورده، پادام سینگ و تولسی، در انزوا زندگی میکنند. روزهای آنها پر از روتین و گاهی شوخی است در حالی که تنهایی خود را پنهان میکنند. غیبت پسرشان آنها را آزار میدهد و وقتی نامهای میرسد که وعده بازگشت او را میدهد، دلهایشان را با شادی و انتظار دوباره روشن میکند. اما دیدار به گونهای که انتظار میرفت پیش نمیرود و امیدهایشان را ویران میکند. در اوج فیلم، تماشاگر با مصیبت غمانگیزتری مواجه میشود که همدردی عمیق مخاطب را جلب میکند.