اشکهای تئو
تئو کینگستون پسر کوچکی است که به موسیقیهای نمایشی، هنر و رقص علاقه دارد. پدرش ریچاردم کینگستون ترجیح میدهد یک لیوان آب سرد بنوشد و به شبکهای ورزشی نگاه کند. روز آزمون فوتبال کودکان، مادر حمایتش، جولی، برای شرکت در یک کنفرانس علمی از خانه بیرون میرود. این نخستین باری است که پسرها با هم تنها هستند و اتفاقاً در هفته هالووین است. همه چیز خوب است تا وقتی تئو فاش میکند که با بهترین دوستش تس تصمیم دارند مثل آنا و الوسا از فیلمِ « Frozen » لباس بپوشند. این برای ریچارِد قابل قبول نیست و او اجازه نمیدهد نام خانوادگی را در برابر تمام شهر لکهدار کند. او از درخواست تئو برای این کار چشمپوشی میکند و میخواهد فرزندش روی تیم فوتبال متمرکز شود. اما تئو ترجیح میدهد با تس در تیم ورزش تکیهبالا برد و به جای اینکه توسط همبازیها تهدید شود، در تیم رقص تشویق شود. هر دو موضوع وقتی افزایش مییابد که تئو به طور ناگهانی تصمیم میگیرد ناخنهایش را رنگ کند.