کلامی مفقود
Lacuna
شِن وی و تنگ شین صبحگاهی را در تختی بیدار می شوند بدون اینکه بدانند چه اتفاقی افتاده یا حتی فرد کنار آنها کیست. هر دو با کلامی کم، جدا می شوند اما هر کدام چیزی را کم دارند. واقعاً اتفاق امشب چه بود؟