یوهانس حساس و بیقرار به یک مدرسه نخبه در تالین پذیرفته میشود و انتظار دارد که زندگیاش رو به بهبود برود. اما او به قربانی آزار روانی از سوی همکلاسیهایش تبدیل میشود. در جستجوی شناخت، به دوستان قدیمیاش در لاسنامه میرود، که وقت خود را صرف مواد مخدر، پرسهزنی و مهمانی میکنند، به جای تمرکز بر روی درس. در خانه، یوهانس باید با وخامت سلامت روانی مادرش کنار بیاید. با افزایش تنش، او خود را در نقطه صفر مییابد، جایی که باید زندگیاش را به طور کامل بازنشانی کند تا از نو بسازد.