یلدا جوان کُرد ایزدی، آواستا، هفت ماهه باردار است. تازه از دنیای زیرزمینی وحشتناک داعش فرار کرده و فقط یک هدف دارد: انتقام از مردی که او را به بردگی وادار کرده است. وقتی به بروکسل میرسد، به اعضای خانواده او حمله میکند تا او را از مخفیگاه مرتبط با داعش خارج کرده و به دادگاه بیاورد. همزمان آواستا در مرکز پناهندگان در بروکسل پناه میگیرد. اگرچه عصبانی است و به دلیل منگی پس از تروما از گفتن حرف عاجز است، با یاسمین که از شاخه کردی است ملاقات میکند و از او پشتیبانی میگیرد و سعی میکند به او صحبت کند. یاسمین به آواستا در برداشتن نخستین گامهای خود در بلژیک کمک میکند و او را نزد بابت، پرستار مرکز شهر، میبرد. آزمایش نشان میدهد که جنین در شکم مادر به خوبی است، اما زخمهای وحشتناکی بر بدن آواستا نمایان میشود.
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.