خط داستانی
لیلا از ازدواج امتناع میکند زیرا معتقد است مردان همه دروغگویند مخصوصاً پس از خودکشی فاجعهبار خواهرش در روز عروسی وقتی که نامزدش او را ترک کرده است. پدر لیلا تصمیم میگیرد تا لجاجت او را پایان دهد و نامهای به احمد که به عنوان ویراستار برای روزنامه محلی کار میکند میفرستد تا بحران او را توضیح دهد. دوستش کامل که مردسالار است میخواهد ازدواج کند. احمد پیشنهاد میکند که کامل با لیلا ملاقات کند و تقاضای ازدواج کند تا با هم نامزد شوند. وقتی لیلا بیشتر از گذشته کامل مطلع میشود، نامزدی را میشکند و مشکلات آغاز میشود.