خط داستانی
رحمات از فارغالتحصیلان دبیرستان است اما به دلیل نداشتن پول قادر به ادامهٔ تحصیل در دانشگاه نیست. از سن هفت سالگی بیوالد شد و توسط ماسا بمگیا مشهور به ناخدای میلهٔ مایور پرورش یافت. با وجودی که با خواهی زندگی میکند، رحمات به مردی باهوش، متدی و وظیدار تبدیل میشود. سالن مایور روبهروی خانهٔ RATIH، بیوهای جوان است که دو سال پس از فوت همسرش در آن زندگی میکند. رحمات به طور پنهانی به RATIH علاقهمند میشود. همچنین بیوهٔ دیگری به نام mpok Sari به رحمات دل بسته است. او همیشه برای RATIH غذا میفرستد و به همه میگوید که او همسر رحمات است، اما رحمات همواره با احترام از پاسخ دادن خودداری میکند. اینقدر حسادت میکند که mpok Sari دربارهٔ RATIH حرفهای بد میزند تا مردم از او متنفر شوند. RATIH سعی میکند هر گونه خبر بد در مورد خود را تکذیب کند اما قدرتی برای دفاع از خود ندارد.