خط داستانی
خاوهٔ پابل گاریا در صبح دسامبر از خواب بیدار شد تا درخواستش را به دانشگاه هاروارد تسلیم کند. او برای استراحت به خانه بازگشت تا قبل از شب مهمانی افسانهای و تابستان بزرگی که در برابرش بود، آماده شود. وقتی دوباره بیدار شد، تمام شهر خالی بود.