خط داستانی
پس از بستن آژانس کلابالایبی خود و وعده به فلو که دیگر به او دروغ نخواهد گفت، زندگی جدید گرگ آرام است... اما نه برای طولانی! وقتی تصمیم می گیرد به فلو بنشانی بگذارد، گرگ باید خانواده اش را معرفی کند. اما با پدر خلاف کار و مادر بازیگر گذشته اش که برای جذابیت کمک می کنند، این امر می تواند آینده پیوند او را به خطر اندازد. او چاره ای ندارد جز بازگشایی دوباره آژانس با همدستان سابق برای یک دروغِ بزرگتر و یافتن والدینی جعلی با پرستیژ مناسب.