مادری تنها به نام نورا با دخترش سارا بر روی پوششی کارتن و کناری از آویزان در زیر بدنه یک تریلر در محوطه بندری یک ترمینال ک पाकिस्तान میگذارد. بدهکار و با کمکی کم از همسرش، نورا هیچ چیز جز وجود سارا برای زندگی ندارد. در محلهای با فقر شدید، نورا از زبالهها میگذرد و با ویلما، صاحبکسبه مجردی خوشحال و مندا همسر رُمانی که یک ماه پیش ناپدید شد حضور دارد. با هیچ گزینهی قابل قبول دیگری برای حمایت از دخترش، نورا به فحشا روی میآورد