خط داستانی
افسانهای دربارهٔ شجاعت و جوانی است. قصهٔ لوزا، دختر شانزده سالهای که تحمل شنیدن پایان جهان را ندارد… در شب کریسمس عمویش جان به طرز اسراری در خیابان ربوده میشود و به شب میگریزد. هفتهها بعد، در حالیکه لوزا چند روز را تنها در آپارتمان با مادربزرگش میگذراند، مهمانی مرموزی در میزند: جان، بهعنوان روح، از او پنهان میخواهد.