ماتکِک یک پسر بیستساله باهوش است که برای قرار ملاقات از پدرش پول و ماشین قرض میگیرد. پدرش در تولد هجدهسالگی یک دستگاه انفجاری را به کار میاندازد، ماشین میدزدد و با یک تاجر پرغرور در آذوقهای بزرگ به زخمی میزند و قلبِ زیبا را به دست میآورد. او معیارها را بالا میبرد و به زودی مشخص میشود که آیا پسرش شجاعت و تمایل به ماجراجوییهای خطرناک را به ارث برده است. همه اینها از طریق یک قرار میگذرد که او را با دو زن غیرقابل پیشبینی و درگیر در بازیِ پول بزرگ و عشقِ بزرگتر میاندازد.