خط داستانی
در یک شهر کوچک در حومه در جنوب برزیل، یک نوجوان که نام مستعارش آقای طبل زن است، وقت خود را در اینترنت، در مدرسه، با بهترین دوستش دیگو و با مادر ناکارآمدش میگذرانند. او آرزو دارد که زادگاهش را ترک کند تا یک نمایش از باب دیلن را ببیند، اما به نظر میرسد که در این مکان بیامید گیر کرده است.