حداقل زمانی که هلگا از سقف اتاق نشیمنش سقوط میکند، متوجه میشود که در تنگنا قرار دارد. دو سال از زمانی که شوهرش او را به خاطر زن دیگری ترک کرده میگذرد، اما او هنوز هم عصبانی و آسیبدیده است. همه چیز زمانی تغییر میکند که خدمتکارش به تعطیلات میرود و کارگر لهستانی، ریشارد، به جای او میآید. در ابتدا هدف خشم هلگا است، اما ریشارد به زودی به confidant او تبدیل میشود. با اینکه آنها زبان یکدیگر را نمیفهمند، هلگا احساس میکند که درک میشود. در امنیت چهار دیواری خود، آنها به هم نزدیکتر میشوند. اما وقتی خانواده و دوستان هلگا از راز او باخبر میشوند، او در اعتراف به احساساتش نسبت به ریشارد که اصلاً با تصویر معمول مردانگی در محیطش سازگار نیست، دچار مشکل میشود. آیا هلگا خوشبختی جوان و دیرهنگامش را به خاطر کنوانسیونهای اجتماعی فدای خواهد کرد؟
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.