خط داستانی
ی زن جوان سفری گمنام به زادگاه همسر درگذشتش لی شان می رود شهری کوچک در استان سیچوآن است در آنجا با دوستی قدیمی بازیگر تئاتر محلی که برای اقتباسی از مسیح من خوب انسان سِچوان بر نیایش آماده می شود روبرو می گردد در مکانی آشنا با خانه خود زن سفر کرده در میان واقعیت و خیال با شخصیت خیالی روبرو می شود شوریده براینکه کارگردان کنترل دوربینش را از دست می دهد و با هم تجربه ای چند ریتمی از بی ثباتی را طی می کنند