خط داستانی
یک تراژیکومدی مستقل، "اگر می توانی فرار کن" اولین فیلم بلند کارگردان بروگمن است که به همراه خواهرش فیلمنامه جذاب آن را نوشته است. بن که مجبور است بقیه عمرش را در ویلچر بگذراند، با وجود شوخ طبعی و سرزندگیاش، به شدت ناامید است. وقتی که او با کریستین، دستیار جدیدش، آشنا میشود، بن با او مانند هر کمککننده دیگری که داشته، رفتار میکند. اوضاع ناگهان تغییر میکند وقتی که کریستین با آنیکا، "ویولنزن" که بن سالها از پنجرهاش او را تماشا کرده، ملاقات میکند. این سه نفر دوستان نزدیکی میشوند و آنیکا در وسط یک مثلث عاطفی و به نوعی خطرناک قرار میگیرد. در حالی که تسخیر آنیکا برای کریستین که به کارش متمرکز است، چندان جدی نیست، عشق بن به آنیکا او را به یاد گذشتهاش میاندازد و مجبورش میکند با ترسهای عمیقش روبرو شود. این داستان محور شخصیت، بخش زیادی از قدرتش را مدیون بازیهای بازیگران است، به ویژه تفسیر فوقالعاده رابرت گویسدک از بن.