خط داستانی
در سال ۱۹۳۸، جان پِتون جونیور کلیدی برای اسرار تاریک ما یافت—ساختاری عجیب که نه حیوان است و نه انسان. این یافته را نتیجهگیری درست نمیدانست و از دید جهان پنهان کرد—هرگز فراموش نکرد آنچه یافته بود. هفتاد سال بعد، نوهاش گاردنر مجبور میشود با گذشتهٔ پدربزرگش کنار بیاید، مردی که هرگز او را نشناخته اما گام در گامهای او میگذارد. وقتی پسرعمویش، مستندساز بحثبرانگیز، بارت تامپسون، برای تصویربرداری به نظر عادی میآید، گاردنر مشتاق است که دستی کمکی بزند. اما به زودی میفهمد که بارت تنها برای فیلمبرداری بازنگشته—او میخواهد «ا کشف» را که پدربزرگشان نزدیک به هفتاد سال قبل دفن کرده بود بیابد و ثابت کند آنچه ادعا میکرد درست بوده است. با کاهش شک و جذابیت رمز و راز، گاردنر از باورهایش فاصله میگیرد، از جمله دوستدخترش کِلسِی که در خانه با اوست. گمشدن در ماجراجویی، گاردنر را به واسطهٔ یک احتمال هیپنوتیزم میکند—که این «کشف» میتواند پیوندی مستقیم با خدا باشد.