یک روز عادی در مدرسه. نینا و روبی در دستشویی با هم بحث میکنند. از دست روبی خسته شده، نینا وارد یک کابین میشود تا تنها باشد. لحظاتی بعد، نینا صدای شلیک را میشنود. در حالی که پنهان شده، او شاهد یک تیراندازی در مدرسه میشود و به زودی باید برای بقا خود و دوستش مبارزه کند.