خط داستانی
در مرکز سیریتِی در اجتماع جان، انفجاری مبهم از ذرات معنوی رخ میدهد که موجب ویرانی آن میشود. همزمان، تغییری بزرگ بر کوچیکی جاکیا فشار میآید و او چیزی باارزش را از دست میدهد. اوراهارا کیسوکه ایچیگو را به جامعهٔ جان میفرستد تا اختلال را بررسی کند. وقتی به سیریت میرسد، ایچیگو توسط همپیمانیانش شینیمگیها مورد حمله قرار میگیرد.