Everyday Is a Lullaby
فیلم هر روز یک لالایی است
رکترا روزی به عنوان امیدوارکنندهترین و بهترین فیلمنامهنویس شناخته میشد که موفقیتهای پیاپی کسب میکرد. او میتوانست هر زمان که بخواهد، هرجا که میخواهد کار کند. با این حال، با گذشت زمان، هم استعداد و هم اشتیاق او نسبت به سینما به نظر محو میشود. او شروع به این فکر میکند که ساخت یک فیلم ترسناک کمبودجه و احساسی میتواند به زندگی او سود بیشتری برساند. برای غلبه بر این رکود، او سعی میکند با الهام از دوستدخترش که بازیگر است، یک شاهکار جاودانه از زندگیاش خلق کند. از طریق او، با زن دیگری که هیچ روحی ندارد آشنا میشود و گفتوگو را بدون احساس گذر زمان ادامه میدهد. در فرآیند شناخت او، متوجه میشود که اشتیاق نهایی در او شعلهور شده است.