پسر نوجوان میشا به جلسات هیپنوتیزم با رواندرمانگر ولکوف میرود تا از خوابگردی بهبود یابد. در نتیجه، میشا تحت تأثیر یک هیپنولوژیست قرار میگیرد به طوری که دیگر نمیتواند تشخیص دهد واقعیت کجاست و توهم کجاست. پس از مرگ مرموز یکی از بیماران ولکوف، میشا تصمیم میگیرد تحقیقی انجام دهد تا به حقیقت پی ببرد. اما اگر خواب و واقعیت به یکدیگر پیوند بخورند و در نهایت او به مظنون اصلی تبدیل شود؟