خط داستانی
این فیلم حول محور محسن (محمود ذوالفقار) میچرخد که بهطور مخفیانه با قمر (کاملیا) ازدواج کرده است بدون اینکه خانواده اش از این ازدواج باخبر شوند. یک روز، پدرش از او میخواهد که به خانه برگردد زیرا او دختر یک ماهیفروش را به عنوان همسرش انتخاب کرده تا خانواده را از ورشکستگی نجات دهد. برای اینکه ازدواج محسن و قمر فاش نشود، قمر مجبور میشود به عنوان پرستار برای پدر محسن کار کند. از لحظهای که او منصوب میشود، تمام مردان خانه شروع به تعقیب او میکنند تا علاقه خود را به او ابراز کنند.