خط داستانی
نیلوفر دختری دوازده ساله است که رویای خواندن و نوشتن دارد، اما او در روستایی زندگی میکند که آموزش فقط برای پسران است. مادرش، ماما معروفی، اصرار دارد که نیلوفر شاگرد او شود. در حین کمک به مادرش در یک زایمان، نیلوفر با زنی فمینیست آشنا میشود که متعهد میشود به طور مخفیانه به او آموزش دهد. متأسفانه، در ازای یک زمین نخل، پدر نیلوفر او را به ازدواج با مردی بزرگتر وعده میدهد. نیلوفر از این موضوع وحشتزده است و تمام تلاشش را میکند تا قاعدگیاش را به تأخیر بیندازد. در نهایت، اجتنابناپذیر است. اما نیلوفر که مصمم است آزادیاش را تا حد امکان حفظ کند، برنامهریزی میکند تا این واقعیت را به مدت دو سال از خانوادهاش پنهان کند تا زمانی که حقیقت دیگر قابل پنهان کردن نباشد. سپس، به جای زندگی در ازدواجی بدون عشق، نیلوفر با دوستیاش فرار میکند. خانوادهاش که شوکه شدهاند، خود را بیآبرو میدانند و برادر ناتنیاش را برای پیدا کردن او میفرستند.