خط داستانی
سه سال پیش، هان یوانفانگ، یک دختر جوان، با سیلی از طرف پدرش زادگاهش را ترک کرد و به یک باریستا در شانگهای تبدیل شد. سه سال بعد، او به شهری در غرب چین بازمیگردد و به عنوان کارمند ایستگاه عوارض زندگی میکند. در حومه شهر، هان با دختری شاداب به نام دالی و سنت جان دست و پا چلفتی آشنا میشود. این سه جوان در اوقات فراغت خود رازهایشان را با هم به اشتراک میگذارند. سه قلب بیقرار به سوی آینده بیپروا میشتابند.