ناپل، اوایل دهه ۱۹۸۰. ازدواج پرتنش بین آلد و وندا یک شب زمانی که آلد بدون هیچ دلیلی به خیانت خود اعتراف میکند، شکسته میشود. وندا که به یک اندازه آسیبدیده و گیج است، سعی میکند درد خود را از دو فرزند مدرسهایشان پنهان کند، مبادا آنها متوجه شوند که آپارتمان کوچکشان خانهای از اعتماد و عشق نیست. ۳۰ سال بعد، آلد و وندا هنوز به هم پیوند خوردهاند، اما رابطه آنها با یکدیگر و فرزندانشان همچنان تحت تأثیر آنچه در سالهای گذشته اتفاق افتاده، تعریف میشود.