خط داستانی
راوی، تنها پسر وداچالام (بالیا)، به سفر تجاری رفته است. در راه بازگشت به خانه، او در قطار با یک زن جوان ملاقات میکند که چمدانش را که افتاده است، برمیدارد. محتوای چمدان نشان میدهد که او خواهرش است، از دوران نوجوانی پدرش. وقتی به خانه برمیگردد، او به خانه منتقل شده و زندگی مرفهی را آغاز کرده است. اما آیا او واقعاً همان کسی است که ادعا میکند؟