خط داستانی
کارمیلا دانشجوی سال آخر داروسازی است که با ادو نامزدی دارد و او در خارج تحصیل می کند. در یک مهمانی جوانی فیسال او را آزار می دهد و کارمیلا حاضر به ازدواج با فیسال می شود به شرطی که بعد از تولد بچه و بزرگ شدنش طلاق بگیرد. او با عمه خود می ماند تا تولد کند و از فرزندش مراقبت نمی کند. فاسال دیدگاه opposite دارد زیرا او متاسف است و کارمیلا را دوست دارد. پسر دنباله پدر را می گیرد و کارمیلا به تحصیل ادامه می دهد تا پایان. در تدارک رفتن به خارج، به او گفتند فرزندش بیمار است. کارمیلا تصمیم می گیرد به خارج نرود و به عنوان همسر خوب برای فیسال بماند تا دو فرزند داشته باشد. او ادو را که از خارج آمده بود رد می کند.