خط داستانی
شینجیرو یک مسافر است، یک گرگ تنها با یک شمشیر که تنها مهارتهای جنگیاش او را محافظت میکند. او نمیداند راهش به کجا میرسد، فقط میداند که باید خواهر گمشدهاش و رونینی که او را ربوده پیدا کند. رونینی که شینجیرو قسم خورده او را بکشد. در راه، او خواهرش را پیدا میکند و شمشیرش را در برابر دشمن تلخش آزمایش میکند. او همچنین با پسری گمشده روبرو میشود که به دنبال پدرش است، پسری که او قسم میخورد از او محافظت کند، و عشق گمشدهاش را پیدا میکند، دختری از یاکوزا که او را به یک نبرد خونین و دیوانهوار بین باندهای رقیب یاکوزا برای کنترل یک شهر ترسیده میکشاند.