خط داستانی
در حین بررسی صداها در خانهاش در یکی از شبهای گرم تگزاس در سال ۱۹۸۹، ریچارد دین به مغز یک سارق بیخدا شلیک میکند. اگرچه به عنوان قهرمان کوچک شهر تحسین میشود، اما به زودی از امنیت خانوادهاش ترس به دل میگیرد زمانی که پدر سابق زندانی فِدِری وارد شهر میشود و به دنبال revenge است