خط داستانی
بیست سال پیش دزدان جان و رون توانستند جواهری که دزدیده بودند را در فوتبال گِرت جوان پنهان کنند در کلبه قدیمی هتل خانوادگی مَرلِنه، درست قبل از این که دستگیر شوند. امروز دزدها فرار کرده اند و می خواهند گنج را پس بگیرند. اما پیمانکار اجازهٔ تخریب هتل فرسوده و ساخت بنای آپارتمانی در محل را دارد مگر اینکه تا یک هفته به طور کامل تعمیر شود. وقتی مرلنه با او تماس می گیرد، گِرت تعطیلاتی که برای سفر به دریا در نظر داشت را رها می کند تا این کار دشوار را انجام دهد با همراهی شهردار و اکتااف. در همین حال آلبرتو با موتور سیکلتش در شهر می رود تا به حرفهٔ آرایشگر پروازی خود برسد.