در عمق یک جنگل دورافتاده، مارکو در انزوا زندگی میکند و تحت نظر پدر بیش از حد محافظتکنندهاش است که مصمم است پسر جوانش را از دست موجودات شیطانی حفظ کند. او به شدت تنها و به طور فزایندهای کنجکاو درباره دنیای بیرون است و آرزو دارد رازهای زندگی فراتر از جنگل را کشف کند و شروع به دور شدن از خانه میکند. اما پس از یک چرخش بیرحمانه در حوادث که آرزویش را زودتر از آنچه تصور میکرد برآورده میکند، مارکو مجبور به فرار میشود و سفری تاریک و پر از خطرات ناشناخته و نگاهی به دنیایی که برای همیشه تغییر کرده است را آغاز میکند.