خط داستانی
از گفتگویی عادی با غریبه، رانندهٔ کامیون، نیکلای درباره خیانت همسرش میآموزد. در راه خانه، او کیسینا بیجان را سوار میکند که نمیتواند در جادهٔ زمستانی تنها بماند. نیکلای و کیسیها به سفری عجیب میروند و هیچیک از آنها گمان نمیکند چگونه به پایان خواهد رسید.