خط داستانی
سلین، یک بیوه داغدار، به ملک جزیرهای خانواده شوهر سابقش که از آنها جدا افتاده بود بازمیگردد تا خاکسترهای او را پراکنده کند و میراثش را مطالبه نماید. پائِنگ و سلین د میراندا، که هر دو پزشک بودند، زوجی بینقص به نظر میرسیدند و مورد علاقه جزیرهنشینانی بودند که از مأموریتهای پزشکی متعددشان بهرهمند شده بودند. اما ازدواجشان از هم پاشید، که با ناتوانی او در بچهدار شدن و شایعاتی درباره خیانتهای شوهرش مشخص شد. جزیره که زمانی آرمانی بود، اکنون در فقر، کثیفی و انحطاط غوطهور است و قرار است به سرمایهگذاران کرهای فروخته شود.