خط داستانی
بیرول پس از آسیب دیدگی در یک حادثه شورا عشق واقعی خود را از دست میدهد. بیرول کارش را به عنوان سازندهٔ لحاف در مغازهٔ پدر ترک میکند و برای رقصیدن به استانبول میرود تا از طریق مسابقهٔ استعدادی به اوج برسد اما رویاهایش به واقعیتهای عجیبی برخورد میکند