دختری روستایی به نام تس به دستیار پرشور ریکو که با او ازدواج می کند و به مزرعه دورافتاده اش می برد. وقتی ریکو برای سفر فروش به راه می افتد و او را تنها می گذارد، تس با دوستی با سیلیا به تنهایی می جنگد تا با تنها ماندن کنار بیابد و شایعاتی درباره ارتباط سیلیا با شوهرش به ذهن او راه پیدا می کند و به روان او ضربه می زند.