خط داستانی
بیلگه یک زن جوان است که معتقد است راز خوشبختی در ازدواج نهفته است. او با اشتیاق منتظر روزی است که وارد دنیای ازدواج شود و میخواهد در جای شکران باشد که به زودی ازدواج میکند. شکران که بیلگه به خاطر ازدواجش به او حسادت میکند، نمیتواند از آنچه دارد راضی باشد. شکران دائماً درد آنچه را که ندارد احساس میکند. آیلین که بیلگه و شکران او را دارای یک ازدواج و خانواده کامل میدانند، مشکلی دارد که کاملاً متفاوت از دیگران است.