خط داستانی
در جهان، شهری-بندر به نام اودسا وجود دارد که به طور خاص به عنوان پناهگاهی برای مردم از ملیتها و ادیان مختلف ایجاد شده است. شوخی زبان خاصی است که به مردم اودسا کمک میکند تا با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و با هم کنار بیایند. افسانههایی درباره شوخی و لهجه اودسا در حال گسترش است. اما - یک پارادوکس - مردم به طور مداوم آنجا را ترک میکنند. این شهر دوستداشتنی است، اما مانند کودکی که مادرش را ترک میکند، رها میشود. ما با بررسی این شهر و ساکنانش خواستیم بفهمیم که چرا مردم از شهرهایشان فرار میکنند. ما سعی کردیم پاسخ را با عکاسی از شهروندان اودسا در آلمان، اسرائیل، اوکراین، روسیه، اتریش، فرانسه و مکانهای دیگر پیدا کنیم. میخائیل ژوانتسکی، رومن کارتسف، لئونید باراتس و روستیسلاو خایت، ویکتور لوشاک، اوکسانا فاندرا، والری توودوتسکی، میخائیل و آناتولی کونتوش و بسیاری دیگر داستانهای خود را روایت کرده و نظراتشان را درباره پدیده این شهر در کنار دریای سیاه بیان میکنند.