خط داستانی
پدر کُلیا شش ساله یک جنایتکار است؛ با خانوادهاش زندگی نمیکند و فقط گاهی پسر کوچک را به دامان طبیعت میبرد. از آنجا که او هنوز خیلی کوچک است، پسر به طور کامل شیفته پدرش است و او را به شیوه خود تقلید میکند و این عشق را حفظ میکند. برای بیننده درام است؛ برای پسر رویا — روشن و صادق.