خط داستانی
سیرا یانگ بازیگری در حال ارتقاء است که در هر فیلم ده میلیون دلار می گیرد. او همچنین مانند یک بچۀ پرروست که شب ها مهمانی می گیرد، روی صحنه شکایت می کند و نمی تواند به خوبی اجرا کند. پس از یک خشم، که در آن دو چشم سیاه دارد، کارگردان او را به یک کلینیک بازپروری در شهری دورافتاده در یوتا می فرستد. در عرض یک روز، او فرار می کند و توسط نِتی، صاحب یک خانه تخت و صبحانه، پذیرفته می شود. سیرا همچنین نوه نِتی، تایلر، رئیس تئاتر محلی را ملاقات می کند. سیرا برای بازی در تئاتر «شُرشریفایی را رام کن» نامی اختراع می کند، داستانی پویا می گوید و برای نقشی در کار تایلر آزمایش می کند. در حالی که گروه همراه او استخدام یک کارآگاه خصوصی برای پیدا کردن او می شوند. در شهری کوچک با مردمان واقعی، آیا او در نخستین گام خود را می یابد؟