عزیز، کارگردان قدیمی یشیلچم، وقتی زنی را که دوست داشت لیلا، در فیلم سکسی بازی کرد به هم میخورد، از استانبول رفت. سی سال بعد، مرد سماجت کار دست به فروش همه چیز میزند و به استانبول باز میگردد تا فیلمنامهای را که به زیر بغل گذاشته است کارگردانی کند. با رسیدن به استانبول، اولین کار عزیز یافتن دوستان قدیمی است. اعضای پیر تیم تولید از ایده خوشحالند اما هیچ یک در جایی که عزیز او را رها کرده بود، نیستند. خیلی چیزها از آن زمان تغییر کرده است. اکثر آنها از سینما دور شدهاند و کارهای دیگری میکنند. رویکرد مصمم عزیز باعث میشود تا تیم قدیمی باور کنند می توانند فیلم را بسازند. دوستان او می دانند که عزیز این فیلمنامه را برای لیلا در آن زمان نوشته است و پیشنهاد میدهند تا او را در نقش انتخاب کنند. عزیز شدیداً از این کار امتناع میکند. دوستان میدانند که زخمها هنوز تازهاند و عزیز نتوانسته است از لیلا جدا شود. روشن است که عزیز و لیلا با یک محاکمه دشوار روبهرو هستند.
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.