خط داستانی
داستانی تکاندهنده از بلوغ در زمانی از تغییرات شدید: در بیست و سوم اوت هزار و نهصد و چهل و چهار در شهری کوچک در ترنسیلوانیای رومانی، فِلیکس گلدشمایت ۱۶ ساله منتظر همکلاسیهایش برای مراسم خروج میشود. اما همان روز پادشاهی رومانی از متحد سالهای طولانی - آلمان نازی - جدا میشود؛ پایان داستان مهاجرتهای بازرگانان اتنیک آلمانی به پای کارپاتها. این داستانی بزرگ از نابینایی جوانان نسبت به ظهور فاشیسم، نابودی ارزشهای بورژوا، نخستین عشق و دوستیهای شکسته است.